تبلیغات
سید آباد

سید آباد

به کلبه عاشقان خوش آمدید

امیر خزاعی

او دانش می گیرد از تو



  • نظرات() 
  • یادگاری از بلان

     الله.



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :دینی ،
  • رسم زمونه

     

    • شعر میخونم بگم دنیا برام چه جوره

    حس میکنم نخونم یه رمز بی عبوره

    از قدیما میگم چها بود.........راستی می دونی باصفا بود؟

    اون روزا آدما رنگی نبودن....باور بکن اینقدریابو نبودن

    قدیما عشق وصفاملاک بود.....توکوچه هاحرف همه خدا بود

    بابا بزرگ حرف حسابی می زد......مامان بزرگ آخر حجب وحیا بود

    جوونا منتظرنشسته بودن ...آخه وقت روکردن به خدا بود

    شباکنار هم قصه رستم می شنیدن....آخرشم وقت مناجات ودعا بود

    مادراکنار بچه .پدرا کنار مادر...شعر خوشبختی می خوندند

    عشقشوق پاک چشمشون پاک قلبشون آرام وبیدار....زندگی میکردن

    خبری زمرگ اقوام نبود..راست بگم همه سالم همه شاداب همه یک رنگ خبری زامراض نبود

    حس میکنم دنیا چه جوره ؟آدماش مردن ؟یاخوابم ولی فکرو خطوره

    امروز میگن توعصر جدیدن ..راست مگن آدماش باهم غریبن

    این روزا آدما خاکستری هستن...باورمیکنی  چقدر حسابی هستند؟؟

    ملاک امروزیا پول وبرق دنیاست...خدا کیه؟ آخر خط همینجاست

    تومیدونی بابا بزرگم کیه ؟کجاست...مگن اوناعزیزن توخانه سالمندان

    ماما بزرگ توی تاقچه .سکوت وآرام ناز می فروشه ...

    جووناکجایند ؟کجا میرن ..مگن کراک وشیشه...بنگ وتیشه آرزو میارن

    راس میگن ؟خدا کیه ؟کی دیده ؟کی رفته

    شبا تانیمه شب توراه کارن....زن جیه؟ بچه کیه؟میدونی اخرراهه

    تومیدونی آخر خط کجا میره ؟نمی دونم فقط میگم بیراهه

    بیا بشین کمی قدیمی شو..روازخدابکن .لبخند بزن ...راه ببین برو بالا خدایی شو

    ازون بالا نگا بکن .صدا بزن .ندا بدا آی آدما

    وقت آشتی اومده .آشتی کنید ..برا همدیگه کاری کنید

    بچه هاتون گناه دارن وقت بزارید سلام کنید ...کی میگه دنیا همش وقت کاره

    نمخام رنجت بد اگه اینجوری بریم ...حقیقتاآخر کاره



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :ادبیات ،
  • سلام

    دوست دارم به زندگی فکر کنی تا قدر خودت را بدانی.

    بهترین بی نیازی ترک آرزوست



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :اجتماعی ،
  • مرگ شیرین

    واژگان كلیدی: اتانازی، قتل ، شفقت ، ترحم ، مرگ راحت
    اشاره :
    نظرات مختلف درباره اتانازى ضرورتاً وابسته به نظرات مختلف در زمینه اخلاق است. مباحث پیرامون اتانازى، مباحثى درباره «ارزش» ها است. برخى اعتقاد دارند كه حیات حد اعلاى خوبى است و دیگر خوبى ها با وجود حیات و زندگى معنا مى یابند. بدون زندگى و حیات، هیچ ارزشى یا خوبى اى وجود ندارد (یعنى نمى تواند وجود داشته باشد) و حیات شرط لازم براى تحقق دیگر ارزش ها است .



    مباحث در رابطه با «اتانازى»، عمدتاً بحث درباره این است كه چه چیزى اخلاقى است؟ سئوالاتى بنیانى در این رابطه مطرح شده است؛ مثلاً آیا حقى براى ارتكاب خودكشى وجود دارد؟ آیا اخلاقى هست كه دیگرى براى خودكشى به دیگرى كمك كند؟ آیا حقى وجود دارد كه براساس خواسته كسى یا اعضاى خانواده اش ایجاد مرگ را در او تسهیل كنیم؟ آیا اخلاقى هست براى نجات جان كسى، زندگى كس دیگرى را كه امیدى به زنده ماندنش نیست خاتمه دهیم؟ تمام مباحث پیرامون «اتانازى» درصدد پاسخگویى به سئوالاتى اینچنینى هستند. «اتانازى» بحث بسیار مهمى در اخلاق پزشكى است چون تمام حوزه هاى اجتماعى و فرهنگى را دربرمى گیرد.

    مبحث اول ـ تعریف:
    اتانازى (Euthanasia) كه از واژگان یونانى «EU» به معناى راحت و خوب و كامبخش و واژه «THANASIA» به معناى «مرگ» مشتق شده است. واژه Thanasia خود از «Thanatos» كه الهه مرگ در یونان بوده است، گرفته شده است ، به صورت تحت اللفظى «مرگ خوب یا راحت» معنا مى دهد. . این واژه براى اولین بار توسط فرانسیس بیكن كه مرگ بدون رنج را تبلیغ مى كرد وارد فرهنگ پزشكى شد. شوراى حقوقى و قضایى پزشكى آمریكا اتانازى را اینگونه تعریف مى كند: «اتانازى عمل ایجاد مرگ با روشى نسبتاً سریع و بدون درد به دلایل ترحم انگیز در فردى كه از بیمارى لاعلاجى رنج مى كشد.» البته اتانازى واژه اى كلى است و براى دقیق تر كردن موضوع و مخصوصاً از جنبه هاى حقوقى به انواع مختلفى تقسیم مى شود. (مانند اتانازى فعال، غیرفعال، داوطلبانه و غیرداوطلبانه و اجبارى



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :حقوق ،
  • خودکشی

    خودكشی از دیدگاه فقها (اجماع)
    ‌<اجماع> بنابر تعریف اصولیین شیعه عبارت است از اتفاق جماعتی (كه منظور مجتهدین مذهب اسلام است)، كه اتفاق آنها كاشف از رای معصوم باشد برامری از امور دینی. اجماع را دلیل مستقلی در عداد سایر ادله استنباط احكام مانند كتاب و سنت دانسته‌اند. البته باید توجه داشت كه گاهی از كتاب یا سنت دلیلی برای اثبات حكم مساله‌ای وجود دارد (همچون خودكشی و انتحار) و در نتیجه، همه فقها برآن حكم اتفاق نظر پیدا می‌كنند و به اصطلاح <اجماع> تحقق می‌یابد. ولی گاهی چنین نیست و دلیلی برای اثبات حكم مساله وجود ندارد و با این حال <اجماع> به وجود آمده است.
    اجماع نوع دوم ارزش اثباتی بیشتری دارد و در این صورت به درستی می‌توان آن را در شمار ادله دیگر استنباط احكام ذكر كرد. اما اجماع نوع اول را كه <اجماع‌مدركی> می‌نامند، نمی‌توان دلیلی مستقل از ادله دیگر استنباط احكام دانست، زیرا فرض این است كه مستند حكم مساله، كتاب یا سنت است. 18 اجماعی كه بین فقها در مورد حرمت خودكشی وجود دارد نیز از نوع <اجماع مدركی> می‌باشد، زیر اصل حكم حرمت انتحار در كتاب و سنت اثبات شده است. با این حال، ذكر بعضی از اقوال علمای شیعه در مورد خودكشی لازم به نظر می‌رسد.
    ملامحمدباقر مجلسی (متوفی 1111 ق) پس از نقل حدیثی از امام علی(ع) كه فرموده‌اند: <مسلمان به هر بلایی گرفتار می‌گردد و با هر مرگی از دنیا می‌رود غیر از خودكشی. پس كسی هم كه قدرت داشته باشد جان خود را حفظ كند و این كار را نكند، خودكشی كرده است.> می‌نویسد: <كسی كه با حربه یا سم یا اعتصاب غذا یا نخوردن دارویی - كه می‌داند برای او مفید است -‌ جان بدهد، خودكشی كرده است.>‌19
    شیخ محمدحسن نجفی اصفهانی ملقب به <صاحب جواهر> (متوفی 1266. ق) در كتاب ارزشمند <جواهر الكلام فی شرح شرایع‌الاسلام‌> می‌نویسد: <خودكشی برای رهایی از رنج و فشار شدید ناشی از تشنگی و گرسنگی كه ممكن است به مرگ انجامد، جایز نیست.>20
    شاید از نظر عده‌ای، خودكشی در فرض فوق نوعی از <اضطرار> باشد؛ لیكن چنین بحثی منتفی است، زیرا عمل ارتكابی متناسب با خطر موجود نبوده و برای دفع آن نیز ضرورت ندارد. 21
    نكته مهم این است كه برخی از محققان، با توجه به قاعده فقهی <الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم> یعنی: مردم براموال خود و جان خویش مسلط هستند، در حرمت خودكشی تشكیك كرده‌اند. در پاسخ این مطلب باید گفت كه قاعده مذكور بدون كلمه <انفسهم> صحیح می‌باشد و در غالب كتب معتبر <قواعد فقه> شیعه نیز قاعده فوق كه به <قاعده تسلیط> معروف است به صورت <الناس مسلطون علی اموالهم> آمده است. بنابراین در قاعده تسلیط، كلمه <انفسهم> وجود ندارد. 22
    از طرف دیگر، باید توجه داشت كه حتی اگر كلمه <انفسهم> را در قاعده تسلیط داخل بدانیم و ذكر آن را لازم فرض كنیم، باز هم توجیه اباحه خودكشی براساس آن امكان‌پذیر نیست؛ چرا كه می‌دانیم قاعده تسلیط تا جایی اجرا می‌شود كه ضرری متوجه كسی یا حقی نباشد. در واقع <قاعده لاضرر> كه براساس حدیث نبوی <لاضرر و لاضرار فی‌الاسلام>23 (ضرر و زیان رساندن در اسلام وجود ندارد) به وجود آمده است، همواره در امور مدنی برقاعده تسلیط حكومت دارد. 24 از دیدگاه فقهی <ضرر> هم شامل <مال> می‌شود و هم شامل <نفس> می‌گردد. به این ترتیب، از آنجایی كه خودكشی نوعی ضرر است، اسلام نیز انجام آن را هرگز مجاز نمی‌شمارد. مضافا اینكه براساس قاعده فقهی <كلما اضر بالبدن فهو حرام>، هر چیزی كه به بدن ضرر برساند حرام است. 25 خودكشی نیز كامل‌ترین نوع ضرر رساندن به بدن بوده و از این نظر، قطعا حرام می‌باشد.

    گفتار چهارم: ضمانت اجرای ممنوعیت خودكشی در نظام حقوقی اسلام‌
    ضمانت اجرای ممنوعیت خودكشی در نظام حقوقی اسلام، برپایه‌های اصول و مبانی عقیدتی و اخلاقی استوار است، زیرا مومنین و كسانی كه اعتقادات مذهبی كاملی دارند، می‌دانند كه حاكمیت مطلق برجهان و انسان در ید خداوند بوده و اوست كه انسان را به سرنوشت اجتماعی خویش حاكم ساخته است و انسان نمی‌تواند این حق خدادادی را ازخود سلب كند. براساس مبانی فكری و عقیدتی اسلام، فرد مومن در زندگی اجتماعی و در برخورد با مسائل و مشكلات روزمره، هیچ‌گاه از لطف و مرحمت پروردگار نا امید نمی‌شود و همواره به تلاش و كوشش خود برای غلبه برمشكلات ادامه می‌دهد. 26 فرد مومن همیشه به خداوند متعال توكل می‌كند و بنابر آیه 3 سوره طلاق: <و من یتوكل علی‌الله فهو حسبه> یعنی: هركس بر خدا توكل كند، پس خداوند او را كفایت می‌كند. ‌
    براساس آیات و روایات، اگر افرادی پیدا شوند كه آگاهانه دست به خودكشی بزنند، از آنجایی كه برخلاف اوامر الهی، حیات خود را سلب كرده‌اند، بی‌ایمان از دنیا خواهند رفت. به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت كه ضمانت اجرای خودكشی در شریعت اسلام امری اخلاقی، درونی و دینی است و همین امر باعث گردیده كه در طول تاریخ، آمار خودكشی در بین مسلمانان نادر بوده و قابل مقایسه با آمار خودكشی سایر ملل نباشد. 27 اما به هرحال همواره عده‌ای از مسلمانان نیز یافت شده‌اند كه عمل خودكشی را انجام داده‌‌اند. بنابراین دانستن حكم فقهی این قبیل خودكشی‌ها بسیار مهم است. ‌
    به طور كلی از دیدگاه فقهی <جنایت برخود> به دو نوع تقسیم می‌شود: 1- جنایت برخود به صورت عمد، 2- جنایت برخود به صورت غیرعمد.

    الف: جنایت برخود به صورت عمد
    هرگاه كسی عمدا مرتكب قتل خود شود و به اصطلاح خودكشی و انتحار كند، نه دیه بروی تعلق می‌گیرد و نه كفاره و این مسئله مورد اتفاق همه فقهای شیعه است. اما از اهل سنت، <محمدبن ادریس شافعی> (متوفی 204. ق) معتقد است كه كفاره تعلق می‌گیرد و آن را از میراث (تركه) فردی كه خودكشی كرده می‌دهند. دلیل شیعه در این مورد، اصل برائت ذمه است، زیرا اشتغال ذمه به دلیل نیاز دارد. (شیخ‌طوسی: خلاف، ج 3، ص 148) اگر گفته شود دلیل اشتغال، آیه شریفه <و من قتل مومنا خطا فتحریر رقبه...>
    [یعنی: و هركس مومنی را به صورت خطایی به قتل رساند پس باید برده‌ای را آزاد كند (آیه 92 سوره نساء)‌‌‌‌]‌ است چرا كه اطلاق این آیه، قتل نفس خود را هم شامل می‌شود؛ در پاسخ گفته می‌شود: این اطلاق منصرف است به كشتن فرد دیگری و شامل خودكشی نمی‌گردد. پس انصراف28 مانع تمسك به اطلاق آیه است. 29

    ب: جنایت برخود به صورت غیرعمد
    چنانچه جنایت برخود به صورت خطا انجام پذیرد، مثلا كسی از فراز درخت یا كوهی فرو افتد یا مواد منفجره دردستش منفجر شود و به سبب این قبیل حوادث، مقتول یا مجروح گردد، خونش به هدر رفته و <عاقله>30 (بستگان ذكور نسبی پدری یا پدری و مادری) مسئول دیه او نمی‌باشند. <ابوحنیفه نعمان بن ثابت> (متوفی 150. ق) و یارانش و همچنین <شافعی>، <ربیعه>، <مالك بن انس> (متوفی 179. ق) و <ثوری> همه برهمین عقیده‌اند. اما كسانی هم گفته‌اند كه در این مورد، دیه برعهده عاقله است و اگر كسی به خطا دست خود را قطع كند، عاقله دیه دست او را به وی می‌دهند. همچنین هرگاه به سبب سانحه‌ای، فردی خود را به هلاكت افكند، عاقله او دیه وی را به وارثانش می‌دهند و <اوزاعی>، و <احمدبن حنبل> (متوفی 241. ق) و <اسحاق> براین عقیده‌‌اند.
    البته دلیل شیعه در این مورد برعدم ضمان عاقله، اصل برائت ذمه است، زیرا برای مسئولیت عاقله در این مورد، دلیل معتبری وجود ندارد. مضافا اینكه روایت شده است: عوف بن مالك اشجعی در یكی از جنگ‌ها، شمشیری را به سوی یك مشرك پرتاب كرد كه به خطا، خود عوف را به قتل رساند. یاران پیامبر(ص) از نماز خواندن برجنازه وی امتناع ورزیدند و گفتند كه جهاد عوف باطل است. چون پیغمبر از این ماجرا آگاهی یافت، فرمود: <عوف، مجاهد و شهید مرده است.> در این مورد، اگر دیه برعهده عاقله بود قطعا پیامبر در موضع حاجت به بیان، سكوت نمی‌فرمود و حكم را صریحا ذكر می‌كرد. (شیخ طوسی: خلاف، ج 3، ص 143، مسئله 107)31‌
    البته علت امتناع یاران پیامبر(ص) از خواندن نماز برجنازه عوف بن مالك این بود كه از نظر فقهی، شركت در مراسم عزاداری كسی كه خودكشی كرده است، اگر به منزله تایید و تصدیق یا ترویج عمل او باشد جایز نیست، اما چنانچه تایید و تصدیق یا ترویج خودكشی نباشد بدون اشكال می‌باشد.

    گفتار پنجم: اكراه برخودكشی‌
    اگر كسی به دیگری فرمان دهد كه خود را بكشد و او خودكشی نماید، چنانچه مامور، كودك غیرممیز باشد، آمر را قصاص می‌كنند، زیرا او قاتل عمد به حساب می‌آید؛ لیكن اگر مامور، صغیر ممیز و یا كبیر باشد، آمر قصاص نمی‌شود، زیرا در این حالت نمی‌توان قتل را به آمر مستند دانست، بلكه به خود مقتول مستند است. البته حكم مذكور در صورتی است كه قاتل، مختار باشد و یا اگر مورد تهدید قرار گرفته، تهدید به كمتر از قتل یا به خود قتل باشد. اما اگر تهدید به چیزی بیشتر از قتل باشد، مثل اینكه آمر بگوید: خود را بكش و الا تو را قطعه قطعه خواهم كرد، در این صورت خودكشی جایز خواهد بود؛ زیرا در این حالت مانعی از شمول ادله اكراه نخواهد بود. از این رو به موجب ادله اكراه، حرمت قتل‌نفس از بین خواهد رفت. 32
    اینك باید دید كه آیا در فرض اخیر، می‌توان به ثبوت قصاص براكراه كننده حكم كرد؟ به نظر <صاحب مبانی تكمله المنهاج> پاسخ منفی است، زیرا اكراه فرد بركشتن خود و تهدیدا و به نوعی از قتل كه سخت‌تر از كشتن خویش به دست خود است، موجب خروج مكره (فرد اكراه شده) از اختیار نمی‌شود و وی با انتخاب خود، به جهت احتراز از مرگی شدیدتر و دشوارتر، خود را كشته است. بنابراین، قتل طبعا به خود او مستند است نه به آمر و مكره (اكراه‌كننده)؛ از این رو وجهی برای ثبوت قصاص براكراه‌كننده نیست؛ مانند حالتی كه فردی بداند كه اگر خود، خویشتن را نكشد به دست فردی دیگر به شكلی سخت‌تر كشته می‌شود، آن گاه ناگزیر دست به خودكشی بزند كه در اینجا بی‌تردید نمی‌توان قتلش را به دیگری مستند كرد، بلكه خود، عامل قتل خویش محسوب می‌شود. البته این ادعا كه در این فرض، سبب اقوی از مباشر است، مردود می‌باشد زیرا دلیلی برتقدم سبب اقوی از مباشر وجود ندارد، چرا كه ملاك در باب قصاص این است كه قتل عرفا به چه كسی مستند می‌باشد و بدیهی است كه در محل سخن، به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را به مكره (اكراه‌كننده) و تهدیدكننده مستند دانست. 33

    مبحث دوم: بررسی خودكشی از دیدگاه حقوق كیفری (جزا)
    برای بررسی خودكشی ازدیدگاه حقوق كیفری، ابتدا باید این عمل را از منظر تاریخ حقوق كیفری و سپس حقوق جزای تطبیقی مورد توجه قرار داد و نهایتا به تحلیل آن در حقوق جزای داخلی (ایران) پرداخت.

    گفتار اول: خودكشی از دیدگاه تاریخ حقوق كیفری‌
    خودكشی، پدیده‌ای است كه همواره در طول تاریخ و در كشورها و ملل مختلف وجود داشته است. البته در قدیم‌الایام اكثر ملت‌ها نه تنها خودكشی را جرم نمی‌دانستند، بلكه در پاره‌ای از موارد نیز از آن به عنوان یك عمل افتخارآمیز یاد می‌كردند. خودكشی‌های معروفی همچون خودكشی <كلئوپاترا> ملكه زیبای مصر كه سزار را شیفته خود كرده بود و به طرز جالبی ماری را به گزیدن خود واداشت34 و همچنین خودكشی‌های ژاپنی‌های عصر سامورایی‌ها كه <هاراگیری> نامیده می‌شد، از نوع خودكشی‌های افتخارآمیز می‌باشند. در مورد <هاراگیری> باید گفت كه وقتی شرافت و مردانگی یك سامورایی خدشه‌دار می‌شد، او باید <هاراگیری> می‌كرد و در غیر این صورت مایه ننگ خود و خانواده‌اش محسوب می‌گشت. 35
    خودكشی‌های معروف به <اینویت> (Inuit) و <ساتی> (Suttee) نیز جزء خودكشی‌های تهورگرایانه و افتخارآمیز محسوب می‌شدند. در مراسم <اینویت> پیرمردان اسكیمو هنگامی كه نمی‌‌توانستند در تامین معاش خانواده شركت كنند، از گروه جدا شده و به گوشه‌ای می‌رفتند تا بمیرند. 36 در مراسم <ساتی> هم كه یك سنت دیرین در هندوستان بود، زنان بیوه خود را روی جسد شوهرانشان درمیان تلی از هیزم می‌انداختند و زنده زنده می سوختند. <سزارلمبروزو> (1909 - 1835 م) - موسس علم جرم‌شناسی و از جمله بنیانگذاران مكتب <تحققی حقوق جزا> (مكتب اثباتی یا تحصلی) - در كتاب معروف خود به نام <انسان جنایتكار> موارد متعددی از این نوع خودكشی‌های موسوم به ساتی را بیان داشته است. 37 نمونه‌های دیگری از خودكشی‌های افتخارآمیز را نیز می‌توان در روم و یونان باستان جستجو كرد. به طور مثال، هنگامی كه همسر <بروتوس> (كه جزء عاملان قتل جولیوس سزار بود و سرانجام توسط یكی از دوستانش و با درخواست خودش با نوعی از اتانازی كشته شد) را كه در صدد خودكشی بود از این عمل بازداشتند، او به منظور پیوستن به شوهر خود، چند قطعه آتش را بلعید و به این صورت خود را كشت. 38 همسر <هكتور> - پسر فرمانروای شهر <تروا> - هم پس از مرگ شوهرش توسط <آشیل>، در كنار جسد شوهرش كه برطبق مراسم مذهبی در حال سوزانده شدن بود، با خنجر پهلوی خود را درید و خودكشی كرد. ‌
    در یونان قدیم امكان داشت كه مرتكبین جرایم مهم، حتی پس از مرگ نیز تحت تعقیب و محاكمه قرار گیرند، مثلا مقرر بود كه هرگاه كسی خودكشی نماید، دست وی قطع شده و در جای دیگری دفن شود. <افلاطون> (347 - 428 قبل از میلاد) - فیلسوف بزرگ یونانی كه شاگرد <سقراط> و استاد <ارسطو> بود - معتقد بود: <كسی كه انتحار می‌نماید باید در زمین دورافتاده، خشك و سخت و بدون هیچ‌گونه تشریفات به خاك سپرده شود.>39‌
    گفته می‌شود در برهه‌ای از تاریخ یونان، خودكشی در بین زنان بسیار رایج شده بود و تمام تلاش‌های حكومت وقت نیز برای جلوگیری از این نوع خودكشی‌ها به نتیجه‌ای نرسیده بود. سرانجام حكومت وقت چاره را در آن دید كه مقرر دارد: جسد زنانی كه خودكشی كرده‌اند به صورت عریان در معرض دید عموم قرار گیرد و این كیفر، مجازات خودكشی زنان تلقی می‌گشت. همین مجازات نیز سبب شد كه تعداد خودكشی زنان یونانی به شدت كاهش یابد.
    در روم قدیم، در قرون اول و دوم میلادی از محاكمه یا مجازات مردگان خودداری می‌كردند. ولی بعدها موضوعی پیش آمد كه موجب گردید معافیت تعقیب مردگان از بین برود. موضوع از این قرار بود كه در آن ایام مرسوم بود كه هرگاه كسی محكوم به مرگ می‌شد، اموالش نیز به نفع دولت ضبط می‌گردید.
    بنابراین بعضی از محكومان به مرگ، برای جلوگیری از ضبط اموالشان به وسیله دولت، در مواقعی كه احساس خطر می‌كردند، درصدد انتحار برمی‌آمدند تا بدین وسیله دولت را از ضبط اموالشان پس از مرگ بازدارند. دولت روم نیز برای جلوگیری از این امر، در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم میلادی مقرر داشت: وصیت‌نامه كسانی كه از ترس مجازات، خودكشی می‌نمایند محكوم به بطلان است و به علاوه، اموال این درگذشتگان هم باید به نفع دولت ضبط گردد. 40 سرانجام در قرن ششم میلادی <ژوستینین> - امپراطور روم - مقرر داشت كسی كه خودكشی می‌نماید باید مجازات شود و ازدواج با بیوه چنین فردی موجب ننگ و سرافكندگی می‌باشد. نحوه مجازات انتحاركننده هم به این صورت بود كه جسد او را روی چهارچرخه به پشت خوابانیده و در شهر به معرض نمایش می‌گذاشتند و سپس جسد را به زباله‌دانی می‌انداختند. 41

    ادامه دارد...

    پی‌نوشتها: ‌
    18‌- محمدی، ابوالحسن: ماخذ پیشین، ص 191. ‌
    19‌- حاج شیخ عباس قمی (محدث قمی): سفینه‌البحار، ج 2، ص ؛ 407 به نقل از مصطفی زمانی، پیمان زناشویی، قم: انتشارات مهدی یار، چاپ اول، 1384، ص 30-29. ‌
    20- نجفی اصفهانی، محمدحسن: جواهرالكلام فی‌شرح شرایع‌الاسلام، ج 1، ص 51. ‌
    21‌- برای مطالعه در مورد حالت اضطرار ر. ك. شریفی خضارتی، امیر: مقاله <ضرورت یا اضطرار در حقوق كیفری>، روزنامه اطلاعات، 27/10/86 - 4/11/86 - 11/11/86، شماره‌های 24108- 24113 -24119‌.
    22‌- ر. ك. شریفی خضارتی، امیر: مقاله <قتل از روی ترحم>، روزنامه اطلاعات، 20/4/87 - 27/4/87، شماره‌های 24238 - 24243‌.
    23‌- قاعده <لاضرر> دارای تواتر معنوی است. <متواتر معنوی> خبری است كه با الفاظ مختلف به طور متواتر نقل شده است ولی همه آنها مفید یك معنا باشند. اخباری كه درباره <لاضرر> رسیده‌اند احادیث متواتری از حیث معنا هستند، ولی الفاظ آنها مختلف است چنانكه در خبری داریم <لاضرر ولاضرار علی مومن> و در روایت دیگری آمده است <لاضرر و لاضرار فی‌الاسلام.> البته احادیثی در مورد <لاضرر> به مضامین دیگر نیز وارد شده‌اند. به هرحال شان نزول این قاعده مربوط به سخن پیامبر(ص) در مورد اذیت و آزارهای سمره بن جندب> است. <سمره بن جندب> در جوار خانه یك مرد انصاری درخت خرمایی داشت كه راه رسیدن به آن درخت از داخل ملك مرد انصاری بود. او برای سركشی به درخت مجبور بود از خانه مرد انصاری عبور كند و این كار باعث مزاحمت مكرر بود. سرانجام عرصه به صاحب خانه تنگ شد و به سمره بن جندب گفت: تو بدون اذن و اطلاع وارد منزل من می‌شوی، در حالی كه ممكن است اعضاء خانواده من وضعیت مناسبی نداشته باشند. پس از این به بعد برای عبور اجازه بگیر. اما سمره بن جندب گفت: چون راه درخت من از خانه توست پس نیازی به اجازه ندارم. مرد انصاری ناچارا به پیامبر(ص) شكایت كرد. پیامبر(ص) به سمره فرمود: از این درخت دست بردار و من به ازای آن درخت دیگری با همین اوصاف به تو می‌دهم. سمره قبول نكرد. پیامبر(ص) فرمود: به جای این درخت، درختی در بهشت به تو می‌دهم. باز هم سمره قبول نكرد. پیامبر هم فرمود: <انك رجل مضار و لاضرر و لاضرار علی مومن> (تو مرد ضرر زننده‌ای هستی و به مومن كسی نباید ضرر بزند) و سپس دستور داد كه آن درخت را بكندند و نزد سمره‌بن جندب بیاندازند. طوبایی، محمدحسن: جزوه درس <قواعد فقه1>، دوره كارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران مركزی، دانشكده حقوق، سال تحصیلی 84-1383، ص 36-35. ‌
    24‌- محمدی، ابوالحسن: ماخذ پیشین، ص350. ‌
    25- علی احمدی، حسین: جزوه درس <قواعد فقه2>، دوره كارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران مركزی - دانشكده حقوق، سال تحصیلی 85-1384، ص. 18‌
    26‌- ولیدی، محمدصالح: حقوق جزای اختصاصی <جرایم علیه اشخاص>، تهران: انتشارات امیركبیر، چاپ ششم، 1380، ص 141‌.
    27‌- همان منبع، همان صفحه.
    28- منظور از <انصراف> در علم <اصول فقه> این است كه ذهن از معنایی روی برگرداند یا بدان متوجه شود. انصراف بر چند قسم بوده و برخی از محققان اقسام آن را تا ده مورد گفته‌اند، اما مهمترین آنها عبارتند از: انصراف بدوی یا ابتدایی و انصراف ناشی از كثرت استعمال لفظ در بعضی از مصادیق. ر. ك. محمدی: ابوالحسن: ماخذ پیشین، ص. 136
    29- گرجی، ابوالقاسم و دیگران: دیات، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1382، ص79‌ - 78.
    30- برای مطالعه در مورد عاقله ر. ك. شامبیاتی، هوشنگ: حقوق جزای عمومی، ج 2، تهران: انتشارات مجد - ژوبین، چاپ یازدهم، 1382، ص 155 - 147.
    31- گرجی، ابوالقاسم و دیگران: ماخذ پیشین، ص 79.
    32- موسوی خویی، سیدابوالقاسم: مبانی تكمله المنهاج، ج2، ص ؛ 17 به نقل از ابوالقاسم گرجی و دیگران: حدود، تعزیرات و قصاص، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1381، ص 136.
    33- همان منابع، همان صفحات.
    34- ولیدی، محمدصالح: ماخذ پیشین، ص 139.
    35- <هاراگیری> گاهی به صورت فردی و گاهی نیز در حضور سایر اشخاص بود. در هاراگیری فردی <سامورایی> شكم خود را با خنجر می‌درید. هاراگیری در حضور سایر اشخاص نیز دارای آداب خاصی بود. از جمله اینكه پارچه سفیدی به دور شكم هاراگیری‌كننده بسته می‌شد و شخص دیگری هم با شمشیر در بالای سر او قرار می‌گرفت. در سال 1965 كارگردان نامدار ژاپن <ماساكی كوبایاشی> فیلمی تحت عنوان <هاراگیری> ساخت. این فیلم با بازی <توشیرو میفونه> جزء آثار ماندگار سینمای ژاپن و جهان است.
    36- صدیق سروستانی، رحمت‌الله: آسیب‌شناسی اجتماعی(جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی) ، تهران: انتشارات سمت، چاپ اول، 1386، ص 150.
    37- كی‌نیا، مهدی: ماخذ پیشین، ص. 43.
    38- همان، ص 436.
    39- محسنی، مرتضی: دوره حقوق جزای عمومی <مسئولیت كیفری>، تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ اول، 1376، ص 8.
    40- همان، ص 9 - 8.
    41- همان، ص 9.
     

     

     



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :دینی ،
  • نهبندان

    شما می دانید نهبندان کجاست

    نهبندان از شهرهای خراسان جنبوبی است که در شمال سیستانوبلوچستان قرار دارد این شهرستان از شرق به کشور افغانستان وزابل واز غرب به استان کرمان متصل است.

    باتوجه به اقلیم نا مصاعدجمعیت زیادی را در خود جای نداده وپدیده مهاجرت دراین شهرستان از مشکلات جدی است .

    دوری این شهرستان از منابع به استثنای معادن سرمایه داران را تشویق به سرمایه گذاری نکرده ودولت هم از سیاست جدی در معظلات بیکاری،فقر ،بالارفتن سن ازدواج،مهاجرت،خالی شدن سکنهروستاها،اعتیاد،قاچاق موادسوختی،خوشکسالی غافل مانده هرچند در سالهای اخیر تلاش زیادی صورت گرفته ولی کافی نیست .امروز که سی سال از انقلاب ما می گذرد این شهر همچنان کانون داغ هواداران انقلاب است وخورشید محبت در این سرزمین نوید فردایی بهتر را می دهد .سیمای شهر غریب نیست وبا میدان بسیجش همچنان خاطرات شهید قاسمی ها،پیرامی ها ،خزاعی ها و....در یاد مردمان این دیار زنده است



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :اجتماعی ،
  • سلام بر عاشقان فوتبال

    این هفته با دو بازی بسیار مهم روبرو هستیم .

    در هر دوبازی باید ببریم.

    اما اگر نفس اماره را بردیم پیروزیم.به پیش برای فردایی بهتر



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :اجتماعی ،
  • خداداد باختی

    1998میلادی ایران به جام جهانی رفت باغزل پای آسیا خداداد عزیزی

    ایکاش نمی رفت.

    درآن بازی چرا علی دایی وکریم باقری آوازه بلند نکردند؟

    اگر آن پاس دایی نبود خداداد گل می زد؟

    اگر کریم گل دوم رانمی زد چطور؟

    چرا قهرمان آن روز متهم وحتی مجرم این روزهاست؟

    آیابازیکنان دیروز وامروز ماشایسته اینهمهتمجید هستند؟

     


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :ورزشی ،
  • محضر یار کجاست

    امشب از دست رفیقان دل به دریامی سپارم                         گرچه خوبانندولی من ندانم عاشقان

    چون به خلوت خانه عشق رهسپارند  در کمینند                     تا اگر غره شیران خطر راند به سوی من

    با دلی لبریز از عشق هیبت گویان بخوانند این                       سخن را

    دوست آ ن است که گیرد دست دوست            گرچه پریشانی نباشد دوست را



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :ادبیات ،
  • دکتر رمضانی به دیار باقی شتافت

    این انسان وارسته وبا درایت در سحر گاه پنجم آذر در زادگاهش در گذشت ودر جوار بیتش به خاک سپرده شد

    روحش شاد ویادش گرامی باد



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :جکستان ،
  • خبرجدید

    چراقطبی رفت .

    انگارخیلی ها دلشان نمی خوادپیروزی قهرمان شه

    اشکال نداره ولی خیلی به قطبی دل بسته بودیم

    چرا اینجوری شد

    جرا احساسات ما را به بازی می گیرند

    آیا مدیر عامل مقصرنیست

    چه باید کرد



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :ورزشی ،
  • مقام زن در اسلام و در آئین‏هاى دیگر

    مرد و زن ، دو فرد ، از یك نوع و از یك جوهرند ، جوهرى كه نامش انسان است، چون تمامى آثارى كه از انسانیت در صنف مرد مشاهده شده ، در صنف زن نیز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبیل سخاوت، شجاعت، علم خویشتن دارى و امثال آن دیده شده ، در صنف زن نیز دیده شده است)آن هم بدون هیچ تفاوت.

     به طور مسلم ظهور آثار نوع ، دلیل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نیز انسان است، بله این دو صنف در بعضى از آثار مشتركه(نه آثار مختصه از قبیل حامله شدن و امثال آن) از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ، ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانیت، باعث آن نمى ‏شود كه بگوئیم نوعیت در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست.

    در یونان قدیم زن را پلید و دست پرورده شیطان مى‏ دانستند و رومیان و بعضى از یونانیان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نیست و مرد داراى آن هست .

    و با این بیان روشن مى ‏شود كه رسیدن به هر درجه از كمال كه براى یك صنف میسر و مقدور است ، ‏براى صنف دیگر نیز میسور و ممكن است و یكى از مصادیق آن استكمال هاى معنوى، كمالاتى است كه از راه ایمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى ‏شود ، با این بیان كاملا روشن مى‏ شود كه در این بحث، بهترین كلام و جامع‏ترین و در عین حال كوتاه‏ترین كلام همین عبارت: "انى لا اضیع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض"است .

    بیشتر امت هاى قدیم معتقد بودند كه عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذیرفته نیست، در یونان قدیم زن را پلید و دست‏ پرورده شیطان مى ‏دانستند و رومیان و بعضى از یونانیان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نیست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 میلادى در فرانسه كنگره‏ اى تشكیل شد تا در مورد زن و اینكه آیا زن انسان است‏ یا خیر بحث كنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحث هاى بسیار، به این نتیجه رسیدند كه بله زن نیز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلكه انسانى است مخصوص خدمت كردن بر مردان، و نیز در انگلستان تا حدود صد سال قبل ، زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمى ‏شد .

    ... و كاربر عزیز ! اگر در این باب به كتابهائى كه در باره ی آراء و عقاید و آداب ملت‏ها نوشته شده مراجعه كنید به عقایدى عجیب تراز این ها  برمى‏ خورید. پس شایسته است به دینی چنین کامل و جامع افتخار کنیم و بدانیم عمل کردن به قوانینی که برای زنان از جانب این دین وضع شده است صد در صد در جهت حفظ سلامت وارتقای آنان است .

     منبع : كتاب ترجمه المیزان، (ج 4، ص 140 )  و جلد 2 صفحه 405

    نویسنده: علامه طباطبایى

    با تلخیص



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :دینی ،
  • فکری کن

    باید برای آینده فکر کرد  دیروز گذشته .الان هم که می گذرد پس بیایم از گذشته درس بگیریم ودر حال استفاده کنیم وبه آینده امید وار



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :اجتماعی ،
  • اهل کجایی

    یادم میادچندین سال پیش لب خیابونی در کاشان سوار بر پیکانی شدم تا به قمصر بروم در بین راه راننده پرسید اهل کجایی.گفتم اصالتی عرب وبچه بیرجندم در جوابم گفت بیرجند ازکشور خود ماست در کجاست .

    به این فکر فرو رفتم که ایران شناسی ما ضعیف است یا به مناطق محروم کم بها میدن .

    در قم این اتفاق افتاد وخبرنگار رادیوی فرهنگ که جشن اولین سالگرد رادیو رابرگزار می کردنند در مصاحبه رادیویی که در چهار راه شهدابود از من سوالاتی پرسید وگفت رادیوی ما کل جهان راپوشش خبری از معارف اهل بیت می دهد.

    وقتی گفتم بچه بیرجندم گفت بیر جند کجاست؟

    سوال مگر حتما باید سرباز باشی تا بیر جندرابشناسی.برسید به داد مردم این خطه

    فقر .خوشکسالی .هجرت از روستاها.بارفتن سن دختران روستاها .بی توجهی شدید .تبلیغات وهابیت با پول گذاف وبیکاریو....



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :اجتماعی ،


    • کل صفحات:5  
    • 1
    • 2
    • 3
    • 4
    • 5
    •   

    جواد خزاعی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :